ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

174

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

گفت بگير ، سبيط [ نيام ] شمشير [ 1 ] بگرفت ، و او تيغ بيرون كشيد و همى زد تا بكشتش پس گفت [ 2 ] خذ من جذع ما اعطاك ، و اين سخن مثل گشت در عرب ، پس ميان سليح بن حلوان ، و غسانيان بدين سبب كارزار افتاد ، و غسانيان سليح را از شام بيرون كردند ، و پادشاهى بگرفتند ، و اللّه اعلم . جفنة بن عمرو اوّل غسانيان بود ، ( 112 - ب ) و نسب پدرش عمرو بن مزيقيا [ 3 ] ابن عامر ما [ ء ] السماء بن حارثة الغطريف ن امرؤ القيس البطريق بن ثعلبة بن مازن بن الازد بن الغوث ، بود . و مزيقيا [ 3 ] او را از آن خواندند [ كه ] ازديان در وقت او ممزّق شدند ، يعنى گريخته ، و چون عرب از زمين سبا بگريختند از سيل العرم ، و ايشان اباذيان [ 4 ] بودند مثل كردند ، گفتند : ذهبت بنو فلان ايادى سبا ، و ايشان را مزيقيا [ 3 ] خواندندى . [ 5 ] و سيل العرم از بعد [ آن ] اسلام بچهارصد سال بود ، و عامر [ را ] ما [ ء ] لسما از بهر آن خواندندى كه بوقتى [ قوم ازد را ] تنگى رسيد ، و او ازديان را بسيارى مؤنث كرد ، پس گفتند او ما را بدلست از آب آسمان ، يعنى باران و فراخى ، و ما [ ء ] لسما لقب نهادندش ، و آن ملك الرّوم كه جفنه را پادشاهى داد ، بسطورس [ 6 ] نام بود ، و همه ملوك بنى قضاعه را از قبيله سليح كه ايشان را ضجاعمه خواندند بكشت ، و بسيار بناها نهاد اندر شام ، چون چلق ، [ 7 ] و قريه ، و ديگرها ، و چهل و پنج سال پادشاهى كرد و اللّه اعلم . عمرو بن جفنه : پنج سال پادشاهى بكرد و ديرها [ مانند : دير ] حالى و ايوب و هتاده [ 8 ] او كرد . ثعلبة بن عمرو : هفده سال پادشاه بود و بناها كرد چون عقه و سرح الغدير ،

--> [ ( 1 ) ] كذا حمزه ( ص : 76 ) [ ( 2 ) ] حمزه : فقيل خذ من ، الى آخر [ ( 3 ) ] كذا : حمزه و طبرى و اصل : بىنقطه [ ( 4 ) ] ظ : اياديان - حمزه : كذا ( ص 77 ) [ ( 5 ) ] كذا ؟ و اين معنى در حمزه نيست و مزيقنا يك نون بوده است [ ( 6 ) ] حمزه : نسطورس ( 77 ) [ ( 7 ) ] حمزه : جلق بتشديد . ( جلق بكسرتين و تشديد اللام و قاف . . ، هى لفظة اعجميه . . ، و هو اسم لكورة الغوطه كلها . . و قيل بل هى دمشق نفسها . . ( ياقوت ) [ ( 8 ) ] حمزه : حالى و ايوب و هناد . در ياقوت دير ايوب ديده شد ولى حالى و هناد ديده نشد ، دير ايوب قرية بحوران من نواحي دمشق . . دير خالد و هو دير صليبا بدمشق مقابل باب الفراديس ( ياقوت ) و ظ : حالى مصحف خالد باشد .